تفاوت
بعضی وقتی اجبارا به دلیل شرایطی که توش هستم به این فکر می کنم که چرا خدا بین بعضی ها فرق گذاشته… هرچی بیشتر فکر می کنم بیشتر به این نتیجه می رسم که خدا فقط بین آدما فرق نذاشته، هر چیزی که توی این دنیا هست، یه جوری با همنوع خودش فرق داره…
به آسمون نگاه می کنم می بینم بعضی از ستاره ها درخشانترن، واسه همین فقط اونا هستن که میشن ستاره شانس مردم. از اون طرف بعضی هاشون حتی از روی پشت بوم های شهر ما هم به چشم نمیان. چه برسه به اینکه بخوان بشن ستاره خوشبختی کسی.
به زمین نگاه می کنم میبینم یعضی از گیاها اونقدر بزرگ و تنومند می شن و میوه میدن که توی شهر ما دیشون میشه اندازه دیه یه زن. ولی بعضی دیگشون تنها کسایی که بهشون توجه می کنن گوسفند ها و بره هان.
به مردم نگاه می کنم میبینم بعضیا اینقدر دارن که بعد از خریدن هر چیزی تو دنیا هست میرن طرف خریدن آخرت. بعضی ها هم اونقدر فقیرن که به امید آخرت دنیاشون رو ول می کنن، یا برعکس.
یکی اونقدر داره که واسه جشن تولد بچش کیک هفت طبقه سفارش می ده و یکی اونقدر ندار که، واسه خرج عروسی دخترش جلو در بیمارستان های شهر ما کلیه اش رو به حراج میذاره.
یکی اونقدر داره که بچشو واسه درس خوندن میفرسه اونور دنیا ولی یکی اونقدر فقیر که واسه خرج کفن و دفن زنش، بخشو می فرسته سر چهار راه فال بفروشه.
یکی اونقدر داره که ۱۰ تا بچه یتیم رو زیر بال و پرش می گیره و یکی اونقدر ندار که بچشو می کنه وسیله گداییش.
یکی اونقدر داره که دنیارو باهاش تهدید می کنه و یکی اونقدر ندار که حتی بچه هاشم ازش حساب نمی برن.
پ.ن: این پست رو وقتی نوشتم، اصلا در حالت عادی نبودم…
